السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : ثبوت )

33

الإسلام يقود الحياة ( سرچشمه هاى قدرت در حكومت اسلامى ) ( فارسى )

نمى دهد ، زيرا او مى بيند دولت هائى كه استبداد و ستمگرى شان به بالاترين درجه رسيده ، طورى كلمه دموكراسى را بر خود مى نهند كه گوئى يك جزء از نام آن دولت است . و نيز مى بيند دولتى كه بيش از هر دولت ديگر در بلوك كمونيسم نقش دارد ، با چنان تبعيضاتى مواجه است كه اندازه اى براى آن نيست . و مى بيند برترين نمونه گروهى از مردم ، سقوط مىكند و همان مردم او را تكفير مى كنند و ناگهان استالين كه ملت وى ، او را به پايگاه خدائى رسانيده بود ، پس از مرگ از بهشت رانده و نشان هاى افتخار از او باز ستانده مىشود و مائو كه در مقياس انقلابيون در كمتر از يك ربع قرن به مقام مطلقيت رسيده است ، تبديل به مردى مىشود كه بايد در مورد او تجديد نظر كرد . اين همه تلون در عرصه پرداختن به اين مفاهيم و شعارها ، و اين همه تزلزل در ارزيابى كسانى كه به آن ها مى پردازند و نيز تلون در ارزيابى خود آن مفاهيم و شعارها ، به فرد مسلمان اجازه نمى دهد كه در دل خود سرمشق روشن و نمونه دقيقى از آن چه را كه از وى خواسته مىشود ، با رگ و خون و زندگى خود در ساختن آن شركت كند ، مشخص نمايد . اما حكومت اسلامى بر عكس اين است ، زيرا نمونه اى به فرد مسلمان مىدهد كه در نزد او به روشنى خورشيد مى ماند ، و به جان او بسى نزديك ، و در ژرف ترين اداركات و عواطف او جاگيزين است . و از ارجمندترين و پاك ترين و درخشان ترين و پرتوپاش ترين گام هاى تاريخ خودش مايه مى گيرد .